درمان اضطراب

درمان اضطراب

اختلالی است که هیجان غالب آن ترس ، تشویش ، دلهره ، سراسیمگی و حتی گوش به زنگی می باشد . این افراد به محض ایجاد یک محرک بیرونی به نوعی مجموعه افکار اتوماتیکی را از ذهنشان می گذرانند  که به صورت زنجیره ای بوده و در مورد مسائل روزمره زندگی در آینده می باشد . یا حتی می توانیم به آن نام نگرانی  بگذاریم . این افکار یا این نگرانی به صورت حمله کننده ، تکراری ، بدون معنی ، ناراحت کننده و حتی غیر قابل کنترل می باشد که در هر لحظه ممکن است به فکر فرد هجوم بیاورد .

درمان اضطراب

درمان اضطراب

اختلال اضطراب

در جلسات ارزیابی درمانگر باید بتواند از انواع اختلالات اضطرابی که در کتابهای رفرنس یا کتاب DSN5 وجود دارد این اختلال ها را تشخیص دهد و این جلسات ارزیابی باید بتواند بر اساس مصاحبه ، مشاهده یا آزمون های اختصاصی هر اختلال اضطرابی را تشخیص دهد تا درمان مناسبی هم برای آن در نظر بگیرد ولی در این حوزه اختلال اضطرابی دارای علائم خاصی است که می تواند به صورتی هم فیزیولوژیک یا بدنی باشد مثل تپش قلب و تعریق ، سرخ شدن صورت و موارد دیگر و یا می تواند به صورت شناختی باشدT کمبود تمرکز ، گوش به زنگی ، افکار منفی و نگرانی که فرد دارد و یا حتی می تواند به صورت رفتاری باشد مثل یک دفعه از جا پریدن ، مراقبت داشتن ، اجتناب کردن و موارد دیگر که رفتار فرد دیده می شود .

درمان اضطراب

مدل های درمانی که به خوبی می تواند از پس این اختلال بربیاید مدل درمانی شناختی رفتاری کلارک و بک است که بعد از این که فرمول بندی شد و اهداف درمانی گذاشته شد و دلیل ایجاد این مشکل یا اختلال در فرد پیدا شد که بر اساس تاریخچه شخصی و سابقه خانوادگی که در جلسات ارزیابی تمام این موارد پیدا می شود ، سپس وارد پروسه درمان می شویم .

در برخی از اختلالات مثل اختلال اضطراب فراگیر یا    GAD نیاز است که حتما خط اول درمان ، دارو درمانی باشد که بعد از دو هفته تا یک ماه فرد وقتی دارو را گرفت و اثرگذاری آن را به دست آورد مجدد وارد جلسات درمانی می شود .

در بعضی از اختلالات نیازی به دارو درمانی نیست و مراجع می تواند در ابتدا به جلسات روانشناسی ورود کند و کمک بگیرد . در این مدل رویکرد شناختی رفتاری که ذکر شد درمانگر برای این که بتواند به مراجع کمک تخصصی داشته باشد ، باید در سه فاز درمانی به مراجع کمک کند .

در فاز ابتدایی که همان فاز پیش بین نام دارد ، درمانگر تلاش می کند تا سوگیری های تهدید کننده ای که به وسیله مراجع تعبیر و نفسیر می شود ، یعنی اتفاقات روزمره برای فرد ایجاد سوگیری کند که احساس خطر کند ولی حجم تفسیر منفی بسیار بیشتر از افراد عادی باشد و ماندگاری آن تا حدی است که حال فرد را بد می کند . بنابراین باید سوگیری هایی که تعبیر وتفسیر منفی می شود از طریق خود مراجع بتواند شناسایی و بازیابی شود و همچنین بتواند زمان آغاز این سوگیری ها را پیدا کند . یعنی در جلسات پیش بین تمام این موارد باید به همراه مراجع قدم به قدم پیش برویم تا بتواند به آن دست پیدا کند .

درمان اضطراب

درمان اضطراب

در فاز دوم که همان فاز رویارویی موقعیتی است ، مراجع با ورود به موقعیت هایی که افکار را درگیر می کند و به نوعی آن افکار منفی را ایجاد می کند ، در گذشته قبل از این که در جلسات درمانی حضور پیدا کند یاد گرفته به محض این که موقعیتی پیش می آید و افکار منفی شروع می شوند یک سری رفتارهای اجتنابی را انجام دهد مثلا به صورت سرخود از یک سری قرص ضد اضطراب استفاده می کند یا مثلا از منابع مذهبی مثل ذکر گویی استفاده می کند تا بتواند مشکل اضطرابی که  اذیتش می کند را کنترل کند و حساسیتش را از بین ببرد و توقع می رود که با این تمهیداتی که انجام می دهد حالش خوب شود اما ایراد اینجاست که وقتی که فرد با این رفتارهای اجتنابی به نوعی مقابله ای در برابر اضطرابها می کند و خودش را با موقعیتی که اضطراب زاست روبرو نمی کند، حساسیتش به این موقعیت بیشتر می شود . ممکن است که در حال حاضر حالش ظاهرا بهتر شده است اما اگر اتفاقی مجدد آن موقعیت را به یاد فرد آورد دوباره این افکار شروع به زنده شدن کرده و فعالیت خود را شروع می کنند و بنابراین اضطراب فرد روز به روز بیشتر می شود و فرد روی این موقعیت حساس می شود . برای این که بتوانیم به فرد کمک کنیم و او را درمان کنیم اولا به او آرام سازی را آموزش می دهیم و تمرینات متعددی به فرد می دهیم و فرد را به مرحله ریلکسیشن می رسانیم که بتواند اضطراب را پذیرش کند و مهارت مقابله صحیح را هم با این اضطراب بداند ، یعنی به جای اجتناب از این موقعیت ریلکسیشن را انجام دهد و آرامسازی و تمریناتش را انجام دهد و آنقدر خود را قوی کند که بتواند آرام در آن موقعیت قرار بگیرد و بداند که آن اضطراب هیچ مشکلی را برایش ایجاد نمی کند و از پس آن برمی آید .

تکنیک های دیگری که در این حوزه علاوه بر آرام سازی می توان استفاده کرد ، تکنیک های ذهن آگاهی یا Mindfulness است یعنی آنقدر آن موقعیت هایی که اضطراب زا است را قوی کنیم تا فرد بتواند آرام آرام آن اضطراب شدید را بپذیرد و از پس آن بربیاید و نجات پیدا کند .

فاز سومی که درمانگر در رویکرد شناختی رفتاری کار می کند فاز پس رویداد است . اگر دو فاز قبلی به خوبی درمان را انجام ندهد یا مراجع به حدی دیر به جلسات درمانی ورود کند که از آن دو فاز گذشته باشد ، وارد فاز سوم که همان فاز Rumination یا نشخوار ذهنی است شده است . یعنی فرد به شدت با خودش درگیر است و به صورت خودگویی های منفی مدام یک سری خوراکی های فکری واقعی و غیر واقعی روانی را به خود می دهد که این خودگویی ها باعث نشخوار ذهنی می شود که این نشخوار ذهنی در سه شرایط فرد را قرار می دهد .

  • یا فرد را خیلی غمگین می کند که این غمگینی باعث می شود فرد یا ناامید شود یا من ضعیفی را از خودش نشان دهد .
  • یا این نشخوار های ذهنی خشم از خود یا دیگری را ظهور می دهد که نتیجه آن خودسرزنشی می باشد .
  • یا در حوزه شرم و مخالفت است که باعث تقویت رفتارهای اجتنابی می شود .

باید در فاز سوم هم فرد بتواند با این نشخوار ذهنی درگیر شود و آموزش بگیرد و خود را به چالش بکشد . در این فاز با گفتگوهای سقراطی می توانیم این شرایط را بهینه کنیم و نشخوار ذهنی را از بین ببریم .

نتیجه گیری

فرد باید آموزش ببیند که بعد از این شرایط وقتی به درمان اضطراب رسید چگونه جلوی عود را بگیرد و علائم برگشت نکند زیرا اختلال اضطرابی متاسفانه جزو اختلالاتی است که ممکن است برگشت کند و باید وقتی جلسات به آخر می رسد هر از گاهی پیگیری انجام شود که مجدد عود شکل نگیرد .

سایر مقالات

درمان وسواس

درمان افسردگی

درمان استرس

پاسخ

9 + 14 =

Call Now Button